لینک دانلود فیلم 90 سیاسی 2

رو پیدا کردم . البته معروف به این اسمه و شاید این اسمش نباشه این فیلم در 90 قسمت وبا کیفیت بالاست و وظیفه تمامی ما اینه که این فیلم رو دانلود و اون رو پخش کنیم . فیلم مربوط به حوادث 2 روز قبل از انتخابات و هنگام برگزاری و بعد اونه . تا اینجایی که من دانلود کردم قسمت سومش خیلی باحال بود . سریع دانلود و پخش کنید .  روی سی دی که پخش میکنید حتماً برگه ای بچسبونید و دکر کنید که سی دی پخش کنید
1
https://www.4shared.com/file/185478978/e00d13d2/901.html
2
https://www.4shared.com/file/185460756/c7c97002/902.html
3
https://www.4shared.com/file/185467071/f303a91f/903.html
4
https://www.4shared.com/file/185486698/175d9983/904.html
5
http://www.4shared.com/file/185910042/d24e5c11/905.html
6
https://www.4shared.com/file/187853568/bd90dec4/906.html
7
https://www.4shared.com/file/189544767/62bd6eb1/907.html
8
https://www.4shared.com/file/189553839/5399e1c7/908.html
9
https://www.4shared.com/file/189564337/62036148/909.html




نماز مغرب را در مساجد سبز اقامه خواهیم کرد

امشب نماز مغرب را در مساجد سبز شهرمان به یاد رهبر معنوی جنبش سبز، آیت‌الله منتظری برپا خواهیم کرد. می‌گوییم رهبری معنوی چرا که چهل روز پيش زمانی كه موج جمعيت پير و جوان از شهرهاي مختلف ايران پيكر آيت‌الله حسينعلي منتظري را تا مدفنش تشييع كرد، همه باور كردند كه آنكه جنبش سبز آزادي‌خواهي ايران در سوگش نشسته، به واقع «رهبر معنوي» جنبش است. شايد زماني كه چند ماه پيش از آن حسين بشيريه، يكي از شناخته ‌شده‌ترين استادان علوم سياسي ايران، لقب رهبر معنوي را براي آيت الله منتظري به كار برد و گفت كه او مي‌تواند چنين نقشي در جنبش داشته باشد، كمتر كسي مي‌توانست تصور كند كه اين لقب تا چه اندازه برازنده اوست.

جمعيت تشييع‌كننده علاوه بر كثرت، از تنوعي قابل توجه برخوردار بود. پير و جوان از طبقات مختلف اجتماعي، فقير و غني و مذهبي و غير مذهبي در تشييع منتظري فرياد سر دادند كه «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، ملت سبز ايران صاحب عزاست امروز». به راستي چه شد كه آيت الله منتظري، در ماه‌هاي پاياني عمرش در نقش رهبر معنوي بزرگترين جنبش آزادي‌خواهي سالهاي اخير ايران ظاهر شد؟ اين درست است كه آيت الله منتظري پس از كودتاي انتخاباتي 22 خرداد 1388 حمايت بي دريغ خود را نصيب معترضان سبز كرد و بارها و بارها در اظهار نظرهايش جنايت‌هاي كودتاچيان را محكوم كرد و پيروزي نهايي مردم را نويد داد، اما چرا او را شايسته لقب رهبر معنوي بدانيم وقتي جنبش رهبران ديگري هم داشت و دارد؟

نگاهي به سير زندگاني آيت الله منتظري نشان مي‌دهد كه چرا ايشان در قلب‌هاي مردم به چنين جايگاهي رسيدند. آيت‌الله منتظري كه در سال 1301 متولد شد، از 12 سالگي تحصيلات حوزوي را در حوزه علميه اصفهان آغاز كرد و در نوزده سالگي براي ادامه تحصيل به قم رفت. كارنامه تحصيلي او و فهرست نام‌هاي اساتيدي كه نزد آن‌ها درس خواند نشان مي‌دهد كه او در زمانه خود توانسته بود از بالاترين رده‌هاي تحصيلات حوزوي بهره‌مند شود. طبعاً با چنين پيشينه‌اي مي‌توانست مانند بسياري ديگر از هم عصرانش با دوري از فضاي سياست آن سالها بر مرتبت علمي خود تكيه كند و روحاني‌اي بلند مرتبه و به دور از جنجال‌هاي روز باشد.

اما منتظري چنين نكرد. همراهي او با آيت الله خميني استاد فلسفه و اخلاقش در فعاليت عليه رژيم پهلوي، نشان داد كه براي او شأن علمي صرف مطرح نيست. در جريان اين مبارزات، آيت الله منتظري در فاصله نوروز 1345 تا آبان 1357 كه زندانيان سياسي از بند شاه رها شدند، چهار بار بازداشت شد و پنج‌بار به تبعيد فرستاده شد.

با پيروزي انقلاب او و آيت الله مطهري از نزديك‌ترين افراد به آيت الله خميني بودند. آيت الله منتظري در جريان تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي نقش مهمي ايفا كرد و از عوامل اصلي گنجاندن اصل ولايت فقيه در قانون اساسي بود. در سال 1364، مجلس خبرگان وقت، او را به نيابت رهبري برگزيد تا در صورت فوت آيت الله خميني به صورت خودكار به جاي او مقام رهبري را به عهده بگيرد. در تمام سالهاي پس از آن، تصوير او در كنار تصوير آيت الله خميني بر ديوارهاي خيابان‌ها و ادارات نقش بست و سخنانش در رسانه‌ها به عنوان نايب رهبر نقل ‌شد و فعاليت‌هاي بسياري را از همين جايگاه سازمان ‌داد.

آيت الله منتظري همان كسي بود كه نظريه ولايت فقيه را بسط داد. تا پيش از نوشته‌هاي درباره ولايت فقيه، اين نظريه كه اساس نظري جمهوري اسلامي بود، از حد كتاب «حكومت اسلامي» آيت الله خميني فراتر نمي‌رفت. خود اين كتاب در واقع مجموعه‌اي از سخنراني‌هاي آيت الله خميني در عراق بود. مبناي فقهي آيت الله خميني براي اثبات ولايت فقيه در اين كتاب اساساً بر پايه حديث مقبوله عمربن حنظله قرار داشت. اما اين آيت الله منتظري بود كه كوشيد مبناي فقهي مبسوط‌تري براي اين نظر فراهم كند و چند جلد كتاب در اين‌باره نوشت.

شايد در نگاه نخست، بگوييم نظريه پردازي فردي براي مقامي كه قرار است آن را در آينده تصدي كند كاري عادي است. در ظاهر هم همين‌طور مي‌نمود. چيزي كه وضع را متفاوت مي‌كرد فعاليت‌هاي ديگر آيت الله منتظري بود. او در كنار دغدغه‌اي كه براي نوع فعاليت امامان جمعه كشور، يا فعاليت دادگاه انقلاب در قم داشت، بر آزادي احزاب هم پاي مي‌فشرد و وقتي مي‌گفتند آخر آزادي احزاب با ولايت فقيه نمي‌خواند، او كه خود نظريه پرداز ولايت فقيه بود، مي‌گفت كه قانون اساسي «حدود اختيارات» ولي فقيه را مشخص كرده است. در سالهاي نيابت رهبري، آيت الله منتظري علاوه بر تمام كارهاي ديگر، مامن و پناهي براي طيفي از مخالفان حكومت هم بود. او همچنين از جمله كساني بود كه بعد از فتح خرمشهر در سال 1361 معتقد بود جنگ بايد پايان يابد، نظري كه در ابتدا آيت الله خميني هم ظاهرا با آن همراي بود ولي سپس به نظر طيف قايل به ادامه جنگ متمايل شد.

به اين ترتيب نظريه‌پرداز ولايت فقيه كه قرار بود خود اين مقام را به عهده گيرد تبديل به منتقدي پيگير در داخل سيستم شد كه مرتب نسبت به سياست‌هاي كلي و جزئي كشور انتقاد مي‌كرد. در ميان اين انتقادها، ظاهراً آنچه به وضع برخورد با مخالفان سياسي و زندانيان مربوط مي‌شد، بر مسئولان بيشتر تلخ مي‌آمد. طبيعتاً انتقاد كسي كه قرار بود خود بر بالاترين مقام حكومتي بنشيند، طنين ديگري داشت، و علاوه بر آن مي‌توانست مسئولان مورد انتقاد را نسبت به آينده خود به انديشه بياندازد. همچنين اين انتقادها و دفاع از مخالفان سياسي را بايد در فضاي آن روزهاي جنگ، و نبود هيچ صداي مخالفي ديد تا اهميت آن درك شود.

در سال 1366، مهدي هاشمي كه برادر داماد آيت‌الله منتظري بود اعدام شد. مهدي هاشمي كه زماني مسئول بخش نهضت‌هاي آزادي بخش سپاه پاسداران بود، به اتهام معاونت در قتل سيد ابوالحسن شمس آبادي در قبل از انقلاب و سوء استفاده از موقعيت خود در سپاه دستگير، محاكمه، و اعدام شد. گفته مي‌شود كه مهدي هاشمي عامل افشاي ماجراي سفر مك فارلين فرستاده دولت آمريكا و فروش اسلحه به ايران بوده است. ماجراي سفر مك فارلين ابتدا در يك روزنامه عربي منتشر شد و پس از آن مقامات ايران – هاشمي رفسنجاني – در موردش صحبت كردند.

آيت الله منتظري اتهامات مهدي هاشمي را قبول نداشت و در اعتراض به دستگيري او كلاس‌هاي درس خود را تعطيل كرد. با اين همه پيگيري‌ها و مكاتبات او با آيت الله خميني و اعتراضش به نحوه برخورد با هاشمي و خانواده‌اش و نوع فعاليت وزارت اطلاعات وقت در مورد او نتوانست مانع اعدام هاشمي شود.

اين اتفاق بر موقعيت آيت الله منتظري تاثير زيادي گذاشت. اما اتفاق ديگري كه در نهايت وضعيت او را اساساً تغيير داد، زماني بود كه از اعدام صدها زنداني سياسي در تابستان 1367 آگاهي يافت و در اين جريان نامه نگاري‌هاي تندي ميان او و آيت الله خميني رد و بدل شد كه عاقبت به عزل او از قائم مقامي رهبري در سال 1368، اندكي پيش از درگذشت آيت الله خميني انجاميد.

به اين ترتيب، مرجعي كه مبارزه سياسي خود را در زمان شاه را اندكي پس از حمايتش از اعلميت آيت الله خميني در بين مراجع آغاز كرده بود، از قائم مقامي او بركنار شد و بار ديگر به صف منتقدان و مخالفان بي مقام حكومت پيوست. پس از عزل آيت الله منتظري چند بار خانه او به دليل سخناني كه در انتقاد از سياست‌هاي حكومت بر زبان راند هدف حمله قرار گرفت.

در آبان سال1376 چند ماه پس از انتخاب سيد محمد خاتمي به رياست جمهوري، آيت الله منتظري در سخناني مرجعيت آيت الله خامنه‌اي رهبر جمهوري اسلامي را به پرسش گرفت و بر محدوديت اختيارات او مطابق قانون اساسي تاكيد كرد. ايراد اين سخنراني حمله شديد، تخريب خانه، و حصر او تا سال 1381 را در پي داشت. حصري كه البته به يك معني تا زمان مرگش به طور كامل رفع نشد و تشييع كنندگانش در زمان بيرون آوردن جسد او از كوچه منزلش كه بريدن ميله‌هاي نصب شده بر سر كوچه را لازم آورد، فرياد زدند كه «منتظري آزاديت مبارك».

توجه به همين فهرست كوتاه از شرح زندگي آيت الله منتظري مي‌تواند نشان مي‌دهد كه چرا او در مقام رهبر معنوي جنبش قرار گرفت. آيت الله منتظري سالهاي درازي از عمرش را در مبارزه با رژيم ستم شاهي گذراند، همراه با ديگران انقلاب كرد، در انقلاب مقامي مهم يافت و نظريه حكومتي آن را چنان كه اعتقاد داشت تدوين كرد. اما گويي هميشه نگران عدم تحقق آن چيزي بود كه برايش انقلاب شده بود. انتقاد مدام او، عدم چشمپوشي بر انحرافات و جنايت‌ها، و قبول نكردن اين توجيه كه «براي حفظ انقلاب بايد بر بعضي چيزها چشم پوشيد» باعث شد كه خود نهايتاً از رسيدن به بلندترين مقام در جمهوري اسلامي چشم بپوشد.

او انساني بود كه به در نزديكي فتح قله قدرت، قدرتي را كه به بهاي چشم بستن بر حق انسان‌ها به دست آید را نخواست. شايد به اين لحاظ او يكي از مصاديق عالي عمل به حديثي بود كه از امام اول شيعيان نقل مي‌كنند كه گفت اگر نتواند حقي را به حقدارش برساند، قدرت را از عطسه بزي پست‌تر مي‌دارد.

آيت الله منتظري مصداق مبارزي بود كه چه نظريه و چه قدرت را براي احقاق حق و عدالت مي‌خواست. از اين لحاظ شايد او همچون آرمانگرايي «ساده لوح» به نظر آيد؛ لقبي كه از سر دشمني به او داده شد. در روزهاي پس از مرگش اين پرسش دل بسياري را مي‌خليد كه چه مي‌شد اگر ان بزرگوار در سال‌هاي 1366 و 1367 سكوت مي‌كرد؟ چه مي‌شد تا رسيدن به مقام رهبري سكوت مي‌كرد و بعد لب مي‌گشود و با قدرتي كه مي‌يافت اوضاع را چنان كه صلاح مي‌دانست اصلاح مي‌كرد؟ آيا اگر چنين سياستي در پيش مي‌گرفت، وضع «ما» امروز بهتر نبود؟!

پاسخ به اين پرسش را بايد با يك «نه» اكيد داد. آيت الله منتظري لحظه‌اي كه تصميم مي‌گرفت اولين سكوت را در برابر اولين اشتباه مهلك حكومتداري كه مي‌ديد بكند، ديگر اين منتظري كه مي‌شناسيم نبود. ديگر منتظري شجاعي كه مردم را بعد از كودتاي 1388 با كلامش نيرو مي‌داد نمي‌شد، و معلوم هم نبود كه با به حكومت رسيدنش ديگر در برابر چه چيزهايي سكوت كند و يا دست به چه كارهايي بزند. او منتظري‌اي كه مي‌شناسيم بود، چون از بي‌قدرتي با مبارزه به قدرت رسيد، اما توانست در بند قدرت نماند؛ اما توانست باز هم قدرت را براي همان چيزهايي بخواهد كه به خاطرشان مبارزه كرده بود. او همان مبارز ماند، چون حتي پس از خلع از قدرت، باز هم زبان در كام نكشيد و باز هم مانند سال‌هاي جواني، به ظلم و كجروي حكومت اعتراض كرد. او باز هم در بي‌قدرتي حامي حقوق همه كساني ماند كه حقي داشتند، حتي اگر با او اختلاف عقيده و مرام و مذهب داشتند. به همين دليل بود كه چنين محبوب شد.

براي جنبشي كه شعارش ضديت با دروغ و ضديت با ديكتاتوري است، منتظري و نقش ساليان دراز زندگانيش الگو و الهام بخش و راهبر معنوي است. آيت الله منتظري حتي پس از مرگش راهبر معنوي اين جنبش است، زيرا سياست را در چهره انساني‌اش خواست؛ در چهره ضد استبداد و ضد دروغش. چنين بود كه او اگر چه از مقام صوري «رهبري» بركنار ماند، اما به مقام رهبري در معنا و در دلها رسيد. يادش گرامي باد.

ندای سبز آزادی پیش از این در اولین طرح هم‌صدایی خود از تمامی حامیان جنبش دعوت کرده‌ بود تا نماز مغرب پنجشنبه، مصادف با شب چهلم آیت‌الله منتظری را در مساجد سبز شهرشان برگزار کنند. فهرست مساجد اعلام شده در طرح هم‌صدایی سبز به شرح زیر است:

تهران:
1) مسجد قبا (خیابان شریعتی، جنب حسینیه ارشاد،‌ خیابان قبا، مسجد قبا)
2) مسجد جامع شهرک غرب (شهرک غرب - بلوار فرحزادی - ابتدای فاز ۳ - نبش خیابان بدخشان)
3) مسجد الجواد (میدان هفت تیر)
مشهد:
حرم حضرت امام رضا (ع) - صحن امام خمینی (خانوادگی)
شیراز:
مسجد قبا (آتشیها) (مسجد آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب)
قم:
بیوت آیات عظام منتظری و صانعی (همه در بلوار شهید محمد منتظری)
اصفهان:
 مسجد اعظم حسین آباد اصفهان
نجف‌آباد:
حسینیه اعظم نجف آباد
در دیگر شهرها بزرگ‌ترین مسجد شهر (مسجد جامع) یا سبزترین مسجد شهر بهترین انتخاب خواهد بود. فعالان سبز هر شهر می‌توانند مسجد مورد نظر را با استفاده از امکانات مجازی انتخاب کنند و به اطلاع دیگران برسانند. در هر شهر (جز تهران) فقط یک مسجد را انتخاب کنید.
گفتنی است مراسم رسمی چهلم آیت الله العظمی منتظری نیز روز جمعه 9 بهمن 1388 از ساعت 3 الی 5 بعد از ظهر در بیت این مرجع عالیقدر (بلوار شهید محمد منتظری، کوچه دوازدهم) برگزار خواهد شد.
 


درخصوص حوادث پس از انتخابات؛نفر محکوم به اعدام / ۲ نفر اعدام شدند

کلمه:در پی حوادث اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمین رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران،در همین راستا حکم دو نفر از این افراد به نام‌های «محمدرضا علی‌زمانی»و«آرش رحمانی‌پور» که به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار مجازات آویخته شدند.

احکام ۹ نفر دیگر از محکومین  نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره،طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.

اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است.


حذف رنگ «سبز» پرچم ایران + عکس

روز گذشته در مراسم تودیع و معارفه مدیرعامل خبرگزاری دولت ، پوستری در سالن نصب شده بود که رنگ سبز پرچم ایران به آبی تغییر داده شده بود.

عکس فیلتر شده

http://www.irangreenvoice.com/sites/default/files/22/org-a45a49c113949d52b68dccd3aa311439a943af7f.jpg

به گزارش کلمه، در عکسی که خبرگزاری فارس، خبرگزاری حامی دولت حاضر، منتشر کرده است این موضوع به روشنی قابل ملاحظه است. این پوستر پشت سر احمدی نژاد رئیس دولت بعد از نهم در هنگام سخنرانی قرار گرفته بود.

اخیرا بسیاری از سازمان های دولتی از بکار بردن رنگ سبز در برنامه ها و همایش های خود تا حد امکان خودداری می کنند.

چند ماه پیش هم در یکی از سفرهای استانی دولت دهم به مشهد مقدس فواره آبنمایی که سالیان سال رنگ سبز داشت را قطع کردند.





متن پیاده شده روز چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸

سلام، چهارشنبه 7 بهمن 88، 27 ژانویه 2010 میلادی
ابتدا عذر خواهی می کنم از اینکه چون سرما خوردم صدام گرفته، به بزرگواری خودتون ببخشید.
در مورد 6 موضوع امروز صحبت می کنیم.
موضوع اول اینکه در بانک ملی شعبه ولیعصر تهران به 400 نفر شماره داده بودند برای گرفتن پولشان اما به نفر 83 که رسید پول تمام شد و در نتیجه مردم اعتراض کردند و شلوغ شده و مثل بقیه بانکها درگیری پیش آمده. همینطور هم در بانک ملت شعبه بازار باز درگیری شده و این داستان در تمام بانکها ادامه دارد. همانطور که قبلاً هم صحبت کردیم در واقع به لحاظ اقتصادی شاید تحت تاثیرسه عامل مردم حق دارند که پول خودشان را از بانک بگیرند.

نکته اول اینکه پول در ایران در حال سقوط است و با حذف یارانه ها پیش بینی تورم مازاد 40 درصدی می شود بنابراین روند سقوط پول تشدید خواهد شد.
نکته دوم اینکه قرار است نرخ ارز متعادل شود آنچنانکه آقای احمدی نژاد گفته بنابراین صاحب نظران پیش بینی می کنند که برابری ریال با پول های خارجی مثلاً دلار به سه چهارهزارتومان برسد.
و نکته سوم مسئله ورشکستگی بانکها ست که چهار برابر سرمایه شان را وام هایی تشکیل می دهد که لاوصول است و گویی چهار برابر سرمایه بانکها را عده ای خوردند و پس نمی دهند بنابراین به بانکها اعتماد نیست بخصوص بانکهایی مثل بانک ملی یا بانک ملت.
یک دلیل مبارزاتی هم این کارمردم دارد وآن این است که در سلسله کنش های سیاسی، آکسیون هایی که حکومت را فلج می کند در ذیل آکسیونهای عدم همکاری، گرفتن پول از بانک و پشت کردن به دولت و به رسمیت نشناختن دستگاه های دولت از جمله بانکها و ابراز بی اعتمادی به دستگاه دولت، حرکت خوبی است که مردم از خودشان نشان می دهند و این انگیزه هم موثر است دراینکه به عنوان اعتراض به دولت، بروند و پولشان را بگیرند.
همین جا این سوال را هم جواب بدهم که بعضی ها از من پرسیدند که ما در چه بانکی برویم و پول خودمان را بگذاریم که سالم باشد؟ من تا آنجا که تحقیق کردم واقعیت این است که در بین بانکهای دولتی و خصوصی به هیچ کدام نمی شود اعتماد کرد چرا که پشت پرده خیلی از این بانکها مثل بانک پاسارگاد یا دیگران دستگاه های سپاه یا بیت رهبری یا ارگانهای این چنینی قرار دارند، به همبن دلیل هم اقتصاد دانها می گویند که با این روشی که دولت سقف گذاشته برای تبدیل پول، به سرعت ارز دو نرخی خواهد شد و همین الان هم در بازار دیروز دلار به 1025 تومان رسید و شاید سالم ترین راه این باشد که کسی پولش را به ارز خارجی تبدیل کند آنچنان که اقتصاد دانها می گویند بهترین مسیری است که می تواند از بی ارزش شدن و سقوط آن جلوگیری کند.
نکته دوم اینکه پیشنهاد خیلی خوبی را در اینترنت، سایت بالاترین و سایرسایتها من دیدم که بچه ها مطرح کردند و آن این است که زنگ تلفن های دستی خود را تبدیل کنیم به سرود ای ایران که سرود ملی منتخب ملت است و رسماً سالهاست که مردم سرود ای ایران را به عنوان سرود ملی در مراسم می خوانند یا در سخنرانی ها یا در جاهای عمومی. بنابراین اگر همه دست به دست بدهند و زنگ موبایل هایشان را تبدیل کنند به سرود ای ایران که نحوه دانلود کردنش را هم بچه ها روی اینترنت گذاشتند به نظر من کار خیلی خوبیست و در واقع از آن کارهاییست که همبستگی را افزایش می دهد، از دسته آکسیونهایی است که نمایش همبستگی عمومی، همبستگی میان تمام ملت و مقاومت است و کودتا چیان هم امکان برخوردشان فوق العاده پایین است برای اینکه وقتی در مترو، در اتوبوس، در اماکن عمومی، در دانشگاه، در مدرسه، زنگ تلفن با آهنگ ای ایرن به صدا دربیاد، هم در واقع بچه ها را به هم وصل می کند، نشان می دهد که بیشماریم و هم اینکه در واقع یک پیام مقاومت در مقابل حکومت است از جانب سبزها.
نکته سومی که می خواستم بگم این است که آقای ابوالفضل اسلامی کنسول ایران در ژاپن هم اعلام تبری از دولت کودتاچی کرده و پیوستگی خود را به جنبش سبز اعلام کرده.
نکته چهارمی که می خواستم بگم صحبتهای آقای کروبی است درجمعی از گروه های اصلاح طلب که به دیدن ایشان رفته بودند و در واقع با حرفهایی که آقای کروبی زد به جوسازی خبرگزاری فارس و جنجالی که می خواستند درست بکنند خاتمه داد. آقای کروبی با انتقاد از تحریف حرفش، صراحتاً گفته که من با قاطعیت می گویم که هرگز برسر حقوق ملت معامله نخواهم کرد و یکی از بزرگترین حقوق این ملت آرایی است که به امانت به صندوقهای رای ریختند و من تا پایان راه در کنار ملت خواهم بود و برای برگزاری انتخابات آزاد و رفع موانع موجود خواهم کوشید.

من فکر می کنم این بخش از حرف آقای کروبی و سایر بخشهای صحبتش کاملاً دوباره نشان داد که داغ اختلاف ایجاد کردن در جنبش سبز به دل کودتا چیان می ماند و همه دست اندر کاران جنبش سبز از چهره های شاخص و محبوبی مثل آقای کروبی گرفته و تمام جناح های سیاسی، تمام بچه هایی که در میدان هستند، تمام سربازانی که در این جنبش یک رهبر هستند هرکدام، متحد و یکپارچه در کنار هم ایستاده ایم و کف مطالبات ما هم پایین آوردن دولت کودتاچیست.
نکته پنجم خبری بود که در شرکتهای طرف قرارداد پتروشیمی بندر امام خمینی اعتصاب شروع شده برای عدم پرداخت دستمزدهایشان طی چند ماه و قبلاً هم در سایر شرکتها ی تابعه وزرات نفت، پتروشیمی و پیمانکارهای طرف قرارداد این مشکل را داشتیم، چرا که دولت چون پول نداد گفته است که آنقدر پول به پیمانکارها بدهند که فقط حقوق کارمندهایشان را بدهند و به کارگرها حقوقی پرداخت نشود اشکال ندارد، به همین دلیل هزاران نفر در معرض عدم دریافت حقوق و بیکاری قرار گرفتند که به این ترتیب با اعتصاب اعتراض خودشان را اعلام می کنند.
نکته ششمی که می خواستم بگم مسئله حرف آقای خامنه ای است که درآمل ایشان مطرح کرده و دوباره ایشان تاکید کرده که در 22 بهمن ملت توی خیابان می آید. بسیار بسیار بسیار ایشان حرف درستی زده، ملت در 22 بهمن به خیابان خواهد آمد و ترکیب مردم هم آن روز دیده خواهد شد، دیده خواهد شد در همان مسیرهایی که حکومت اعلام می کند ملت هم قدم خواهند گذاشت و همه خواهند دید که 8 درصد بیشتر طرفدار دولت کودتایی و آقای خامنه ای نیستند و اکثریت مطلق 92 درصدی مردم این دولت کودتایی و آقای خامنه ای را نمی خواهند. فکر می کنم در 22 بهمن حرکتی که ما آرام، صلح آمیز، در مسیرهایی که اعلام می شود بکنیم در واقع جنبش را وارد یک فاز جدید خواهد کرد و نشان خواهد داد که این دور دوم خشونت ورزی حکومت هم که بعد از عاشورا شروع کرده تاثیری روی اراده و عزم مردم ندارد و تیغ خشونت ورزی کند خواهد شد، بنابراین ما وارد فاز جدید خواهیم شد.
من همین جا می خواهم این سوال را هم جواب بدهم، اگر چه ممکن است که تکراری باشد ولی به نظر می رسد که تکرارش اشکالی ندارد، و این سوال این است که ما با آمدن به خیابان چه می کنیم؟ ما وقتی در آکسیون های بزرگ میلیونی پا در خیابان می گذاریم در واقع نمایش قدرت و همبستگی ملی را می دهیم و مثل دفعات قبل مشتی که به گوریلی که باهاش تو رینگ هستیم می زنیم آنرا گیج می کنیم، ریزش زیاد می شود، دنیا می فهمد، و دراین فاصله آکسیون های دیگری که داریم مثل همین مثلاً زنگ تلفن، شعار نویسی، اسکناس نویسی، پول را از بانک بیرون کشیدن، کم کاری، اعتصاب، اینها در واقع فلج سازی حکومت را و ایجاد شکاف در آنرا تشدید می کند و سه تا سرفصل مشروعیت زدایی، فرسایش کودتا چیان و ایجاد شکاف در آنها و فلج سازی به نقطه انتهایی که برسد، دولت کودتا را پایین خواهد کشید. در مورد اینکه آیا سوالهای دیگری در این مورد که آیا در 22 بهمن ما می توانیم آکسیون نهایی را انجام بدهیم؟ چون بعدش هم تعطیل است بمانیم در خیابان و مراکز قدرت حکومت را بگیریم، فتح کنیم و کارشان را تمام کنیم، روزهای بعد صحبت می کنیم، وامکانش را با همدیگر بررسی می کنیم.
تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی

.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati